خدا وخونش(ثارالله)
اما بعد...

عزفه است ودست ودلم میلرزد ،تمام سال انتظار ماه صاحب حج را می کشیدم ؛همه ی روزهای رمضان صبح وشام خواندم:
اللهم رزقنی حج بیتک الحرام
وحالا امروز در عرفه که باید عرفانی شد ولایق قربانی
روزی که انسان به تمام روح در پیشگاه خدا دست دراز میکند ،صحرای عرفات برایم رنگ وبوی خون گرفته است ومن در اندیشه ی ماه حرام زیارت عاشورا می خوانم وبه یاد حسین (علیه السلام) وعلیان او اشک می ریزم.
خاک ها گواه تو اند گواه تو واشک هایت ...
این سرزمین جرعه جرعه اشک های تو را نوشیده اند تا نمک گیر تو امروز میزبان فرزند تو باشند .عرفه رووز توست روزی که تو خود را آماده قربانی کردی ،روزی که وجودت را یک به یک شمردی وگفتی که چگونه یارای شکرشان را خواهی داشت وفقط یک ماه فاصل شد تا تو همه را
دمی،شعری،بشری،عظامی،مخی،عروقی و جمیع جوارحی(۱)
را شکر کنی، آنگونه که زینب هم دیگر آنان را نمی شناخت چرا که تو همه را داده بودی،همه را به شکرانه ی بودنت وشدنت به شکرانه ی ایمانت به حقیقت.
وار آن روز بود که خون تو خون خدا شد ویادت حمد خدا...
پس خداوندا!در این روز که بوی خون تو می دهد به خونت قسمت می دهیم که فرج اماممان را برسان!که ما از منتظران دولت ایشانیم(۲).
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱-فرازی از دعای عرفه امام حسین(علیه السلام)
۲-فرازی از دعای عرفه امام سجاد(علیه السلام)
یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل