روزگار...
زمانی مردانی که مرد بودند از این دیار٬از این زمان واز این روزگار گذشتندوآنقدر دور شدند که روزگارشان از زمان ها ودیارها گذشت وآنگونه شد که روزگار وزمانه همیشه زمانه ی آنهاست.
نفس نفس ٬دم به دم ٬مردانی که میدانستند که چه می خواهند وخدا(جل جلاله) از آنها چه می خواهد.
وآری «من عرف نفسه فقد عرف ربه»"کسی که خود راشناخت به تحقیق که خدا را شناخته است" وآنگاه ازنردبام آسمان با لا رفتند وخداوند دستشان راگرفت و منتظر ما ماند تا شاید ما هم از آن گذرگاه بگذریم.
ما به کجا میرویم از کدام مسیر رهسپار کدام خداییم ?! او كه آنها عاشقانه برايش زيستند يا هماني كه فقظ به دلهاي پاك نگاه مي كند نه به نگاه هاي ناپاك ونه به حسابهاي ناپاك .
لحظه لحظه مي ستايمات اي جل جلاله
یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل