
ای واژه ی بی معنی، رویای بی تعبیر
آغازترین پایان ،آزادترین تقدیر
از قلب تو می روید نبض غزلی تازه
پنهان شده ای در من ،گمنام پر آوازه
تو سایه ی خورشیدی ،تو بوسه ای در بحران
تو دلهر ه ای آرام ،مهتاب تر از باران
آرامش طوفانی ،می سازی ومی رانم
رسوایی رازآلود ،می پوشی و عریانم
من حادثه بر دوشم ،من عشق نمی دانم
در هیچ تمام کن،تا زنده شود جانم
ای واژه ی بی معنی رویای بی تعبیر
آغازترین پایان ،آزادترین تقدیر
من را تو به خود خواندی ،معشوقه ی ناخوانده
دل را به ازل بسپار ،یک دم به ابد مانده
تا حالا کسی رو بوس کردید؟
مطمئنم که کردید ،اما یه سوال تاحالا خدای متعال رو هم بوس کردید !!!
می دونستم که تعجب می کنید .ولی من تا حالا خدارو بوس کردم !!حتما می پرسید چه طوری ؟
خیلی ساده است تو روایتی ا ومده دست کسی که در راه خدا ی سبحان به او انفاق می کنیم به منزله ی دست خداست ومن هم سعی می کنم به این هوا هم که شده زیاد انفاق کنم تا بیشتر بتونم بر دست خداوند متعال بوسه بزنم ودست در دست خدا بذارم.
شما هم امتحان کنید حس قشنگیه...