من رای میدهم،تو رای می دهی،ما رای می دهیم
اما بعد...
من رای میدهم پس من ایرانی هستم.
تو رای می دهی پس تو ایرانی هستی .
ما رای میدهیم پس ما ایرانی هستیم.

وایرانی از اسلام جدا نیست.
اما بعد...
من رای میدهم پس من ایرانی هستم.
تو رای می دهی پس تو ایرانی هستی .
ما رای میدهیم پس ما ایرانی هستیم.

وایرانی از اسلام جدا نیست.
اما بعد...
یادم می یاد چند وقت پیش بود که یکی از مسئولین صداو سیما اعلام کرد ساختن فیلم وسریال با مضمون عشق مثلثی ونمی دونم مربعی ممنوعه اما حالا الآن دوباره از شبکه سه سریالی در حال پخشه که همین مضمون رو داره غریب یا قریب عاشق دختر خالشه که شوهر داره ![]()
4 راه حل اینکه بتونم این مسئله رو از گردن مسئولین رد کنم اینه که :

1- بگم این ممنوعیت برا عشق های مثلثی که هیچکوم از رغبا هنوز با معشوق ماجرا ازدواج نکردند.
بنابراین چون اینجا یک حسابان عشقی در کاره و مثلث نیست و موضوع یک عشق حرامه داخل در عشق های مثلثی نمی شه.![]()
2- چون فقط غریب یا قریب عاشق مریمه وادیب شوهر مریم زیاد از خودش ابراز عشق نمیکنه پس فقط یک عاشق داریم موضوع داخل در عشق مثلثی نمیشه ودر اصل مطلب جدیدی به نام عشق حرام در کاره که ساختش ممنوع نشده.![]()
3-اصلا ماجرا مربوط به عشق نیست نرگس محمدی دوباره داشته فیلم بازی می کرده وباید همه خانواده اش یه جوری سربه نیست بشن تا رول بدبخت ترین آدم رو خوب اجرا کنه وطبق معمول هم بایدبا عامل مرگ بردارش هم ازدواج کنه وانقلاب ومبارزه و22بهمن هم اصلا مهم نیست
(اخه ما که فعالیت انقلابی از کسی تواین فیلم ندیدیم همش دارن کشته میشن یا دستگیر البته گفته باشم محض حظ آبرو یه روحانی هم دارن )
4- به قول بعضیا سریال رو نگاه کنم وبا آهنگ اول آخرش هم برم تو حال وبا خودم بگم ان شاءالله گربه است.![]()
فرضیه من در مورد این سریال:
قرار بوده یه بودجه ای صرف بشه که شده
دهه فجر امسال که تموم کاش برا سال دیگه یه فکری بکنن که مضمون انقلاب مثلثی نشه ونرگس محمدی هم همه خانواده اش سر به نیست نشن.![]()


اما بعد...
انقلاب ما انتشار نور بود ونور یعنی خدا یعنی ایمان وما با انقلابمان خدا را... ایمان را... منتشر کردیم .
ما 33سال پیش انقلاب نکردیم ما 48 سال پیش منقلب شدیم آن زمان که امام خمینی(رحمه ا... علیه) گفت:
"سربازان من در گهواره اند ."
سال 42 بود که آبستن انقلاب شد و15 سال بعد آنان که گهوراه بودند در مدرسه و دانش گاه سربازان انقلاب شدند.وآنان در گهواره ی مادرانی بزرگ شدند که اسلام را،انقلاب را، جهاد را ،نور را،ایمان را ،خدا را ،هجا به هجا به فرزندانشان می آموختند واکنون بعد از 33 مردمان دیگری سربازان انقلاب شدند.
آری ، اکنون شعاع آن انفجار نور به مردم دیگر نقاط جهان رسیده است وبرخاسته اند تا سرنوشت خود را تغییر دهند خروش انقلاب دارند چون می دانند می توانند انقلابی اسلامی بیافرنند انقلابی که انفجار نور باشد وبراستی این مردمان راهی زمان ظهورند زمانی که انفجار نور انقلاب ما هدفی جزءآن نداشت.
(اللهم عجل لولیک الفرج)
عیدتون هم مبارک

زندگینامه: اسحاق صلاحی کجور (1341-)
زندگینامه: علیاصغر سلطانیه (1329-)
زندگینامه: محمد رضا تابش (1337-)
زندگینامه: محمد باقر قالیباف (1340-)
زندگینامه: محمد احمدیان (1335-)
زندگینامه: سیدیحیی صفوی (1331-)
زندگینامه: سید حسن فیروزآبادی (1330-)
زندگینامه: سوسن کشاورز (1344-)
زندگینامه: فاطمه آجرلو (1345-)
زندگینامه: اسفندیار رحیم مشایی (1339-)
زندگینامه: محسن اسماعیلی (1344-)
زندگینامه: جمال کریمی راد (1335- 1385)
زندگینامه: غلامحسین الهام (1338- )
زندگینامه: مهدی چمران (1320- )
زندگینامه: غلامحسین نوذری (1333-)
زندگینامه: میرحسین موسوی خامنه (1320- )
زندگینامه: علیرضا علی احمدی (1338-)
زندگینامه: حسن قالیباف اصل (۱۳۴۸-)
زندگینامه: محمود محمدی (1332-)
زندگینامه: احمدرضا رادان (1342-)
زندگینامه: پرویز داودی (1331-)
زندگینامه: محمود بهمنی (1326-)
زندگینامه: على اکبر ولایتی (1324-)
زندگینامه: حمید بهبهانی (1319-)
زندگینامه: علی کردان (1337-1388)
زندگینامه: سید پرویزفتاح (۱۳۴۰- )
زندگینامه: محمدرضا اسکندری (1338-)
زندگینامه: محمد سعیدیکیا (1325-)
زندگینامه: سیدمحمد جهرمی (1337-)
زندگینامه: محمد مهدی زاهدی (1333-)
زندگینامه: داوود دانش جعفری (1333-)
زندگینامه: عبدالرضا مصری (1335-)
زندگینامه: منوچهر متکی (1332-)
زندگینامه: اسماعیل احمدی مقدم (1340-)
زندگینامه: سعید جلیلی (1344- )
زندگینامه: محمدعلی جعفری (1336- )
زندگینامه: عبدالله جعفر علی جاسبی (1323-)
آشنایی با آرای شهید محمدعلی رجایی
زندگینامه: طهماسب مظاهری (1332- )
تسخیر لانه جاسوسی
صبح روز 13آبان 1358 شمسی ، تعدادی از دانشجویان دانشگاههای تهران (دانشگاه صنعتی شریف ، دانشگاه پلی تکنیک ، دانشگاه ملی و دانشگاه تهران) گرد هم آمدند تا در یک حرکت هماهنگ به سوی ساختمان سفارت آمریکا در تهران حرکت کنند. عدهای باید پس از ورود به ساختمان سریعاً مراجعه و گفتوگو با ارگانهای مربوطه را آغاز میکردند، برخی باید که ورود محمد موسوی خوئینیها را تدارک میدیدند و گروهی نیز باید امر تبلیغات را بر عهده میگرفتند. دختران دانشجو نیز باید آهن برهایی که برای بریدن قفل و زنجیرهای در سفارت تهیه شده بود را زیر چادرهایشان حمل میکردند...(برای آگاهی از ادامه ی ماجرا روی ادامه مطلب کلیک کنید)
